تبليغاتX
انلاین مجله
 

  نصحیت

    تا كه بودیم همه یار شدن

                تا كه خفتیم همه بیدار شدن 

                             قدر آن آینه بدانید چو هست 

                                       نه آن موقع كه افتادو شكست

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 15:57 |
 

کلاف سر در گم زندگیمو می شکافم

                                            به عشق تو اونو دوباره از نو می بافم

اگه بازم گند بزنی توش دوباره می شکافم

                                              به عشق تو همه رو از اول می بافم

حتی اگه ۳ بشه تا بازی بشه می شکافم

                                                 به عشق تو می بافم و می بافم

  حتی اگه این خونه زندون بشه می خندم

                                                  زندگیم از دست تو داغون بشه می خندم

میگزره این دلخوریا میگزره ؛ عمر من و تو میگزره و میگزره

                                                   اما اگه نگزره هم می خندم

 کلاف پاره شده را تو زندونه خونه تو میبافم

                                                   می خندم و می بافم ؛ می بافم و می خندم

 اون که به ویرونی این خونه زد من بودم

                                                    زلف پریشونه تورو شونه زد من بودم

  به فکر من باش که کسی رو جز تو ندارم

                                                    حوصله این همه تنهایی رو ندارم

 اون که رفتی و  تو ویرونیه این خونه مونده من هستم

                                                    زلف پریشونه منو شونه نزد تو بودی

 به فکر من باش که  حوصله ای ندارم

                                                    شونه واسه شونه زدن ندارم

    

+ نوشته شده توسط فرشاد در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 15:51 |
 

دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من

                                                هاتف غیب ندا داد که آری بکند

  شهر خالیست ز عشاق ؛ بود کز طرفی

                                                 مردی از خویش برون آید و کاری بکند

  کو کریمی که ز بزم طربش غمزدهای

                                                  جرعه ای در کشد و دفع خماری بکند

  یا وفا ؛ یا خبر وصل تو ؛ یا مرگ رقیب

                                                 بود آیا که فلک زین  دو  سه  کاری بکند

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 15:46 |
 

چه کنم بار خدایا که دلم بی حال است

                 نالد که همه دلگرمی دورانش رفتست

       دارم افسوس که طعمه به دندان نگرفتم

                                     تشنه و گشنه اما چه کنم ؛ ناچارم

                  چه کنم ؛ چه کنم سیراب نمیکند رگبارم

                                                           دریای دلم را که بی آب است

+ نوشته شده توسط فرشاد در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 15:40 |
 

آری آری زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست

گر بیفروزیش ، رقص شعله اش در هر کران پیداست

ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 15:35 |

متن زیر فقط برای پی بردن به نکات ریز زندگی بیان شده و هدف آن صرفا جنبه آموزشی دارد و از بچه های زیر هیجده سال خواهش می شود این مطالب را نخوانند.

 

چگونه آغازگر یک رابطه جنسی باشیم ؟

 


خانمها: چطور برای رابطه جنسی با همسرتان پیش قدم شوید:


اکثر مردها دوست دارند بدانند که جذاب و خواستنی هستند و برداشتن قدم اول برای س ک س با آنها این اطمینان را به آنها می دهد. متاسفانه، اینکار برای خیلی از خانم ها سخت است. می توانید با دنبال کردن مراحلی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم، اولین قدم ها برای سکس با همسرتان را بردارید.


دستورالعمل

قدم اول: تمایلات جنسی خود را بپذیرید. برای خانمها طبیعی است که به اندازه مردها از س ک س لذت ببرند. خودتان را یک موجود جنسی بدانید و برحسب احساساتتان عمل کنید. حداقل نصف زمانهایی که حس و میل به س ک س داشتید، خودتان برای برقراری رابطه با همسرتان پا پیش بگذارید.

قدم دوم: نترسید. مردها و زنها به یک اندازه از طرد شدن واهمه دارند. مردها بدشان نمی آید که هر از گاهی برای اینکارها همسرشان از آنها درخواست کند و مطمئن باشید که مقاومتی نخواهند کرد. آرامش خاطر داشته باشید و اعتماد به نفستان را از دست ندهید.

قدم سوم: ساده بگیرید. برای شروع رابطه لازم نیست حتماً تلویزیون را روی کانال های س کس ی ببرید. مطمئن کنید برای مردتان، یک نگاه خیره و یک بوسه دلچسب بیشتر عمل می کند؛ مخصوصاً اگر به ندرت برای س ک س پا پیش می گذارید.

قدم چهارم: با جریان پیش روید. فقط به خاطر اینکه شما پا پیش گذاشته اید به این معنی نیست که خودتان باید کل رابطه را در دست گیرید. اولین حرکت با شما بوده تا مردتان بداند که به س ک س علاقمد هستید. بعد دیگر باید بگذارید که طبیعت کار خود را بکند.

قدم پنجم: از این مهارت جدید لذت ببرید. اگر هر از گاهی برای س ک س با همسرتان پا پیش بگذارید، رفته رفته اعتماد به نفس جنسی شما افزایش می یابد و بارقه ای نو به زندگیتان می دهد.

نکات:

یک رمز، یک حرکت یا اشاره خاص، یک آهنگ خاص یا یک تکه لباس را بعنوان نشانه خود به او منتقل کنید.

 


آقایون: چطور برای رابطه جنسی با همسرتان پیش قدم شوید:

مقدمه

دیدگاه مردها و زنها به س ک س کاملاً متفاوت است. مردها دوست دارند خیلی سریع کار را شروع کنند اما خانم ها به ناز و نوازش بیشتری نیاز دارند. اگر سعی دارید با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید، باید کم کم توجه او را جلب کنید. به هیچ عنوان مستقیماً سر حرکت اصلی نروید و بیشتر به ناز و نوازش او بپردازید. مطمئن باشید که ارزشش را خواهد داشت.

دستورالعمل

قدم اول: زمانی را انتخاب کنید که با همسرتان تنها هستید. یک شام رمانتیک یا حتی یک شام معمولی و چند ساعتی زمان فراغت در کنار همدیگر.

قدم دوم: تلویزیون را خاموش کنید. شاید مردها بتوانند حتی باوجود سر و صدای تلویزیون هم تحریک شوند اما برای خانم ها مقدور نیست.

قدم سوم: با او حرف بزنید. قبل از شروع کار، کمی با او صحبت کنید.

قدم چهارم: موها یا گونه هایش را نوازش کنید. سریع به سراغ اعضای جنسی وی نروید. او را آرام و طولانی ببوسید. دستتان را پشتش یا روی شانه هایش قرار دهید، نه جای دیگر.

قدم پنجم: در گوشش جمله های عاشقانه زمزمه کنید، اینکه چقدر عطرش خوشبوست یا مزه لبانش خوشمزه است!

قدم ششم: کم کم نوازش های جنسی را شروع کنید. دقت کنید که "کم کم". یکدفعه بلوزش را از تنش درنیاورید.

قدم هفتم: از او بپرسید که می خواهید با هم به طبقه بالا/داخل اتاق/حمام/ یاهر جای دیگر بروید. این احتمال وجود دارد که اگر تا حالا کارتان را درست انجام داده باشید و عجله نکرده باشید، به شما پاسخ مثبت بدهد.

نکات:

غافلگیرانه به او گل هدیه کنید. خانم ها انتظار دارند که روز تولدشان یا سالگرد دوستی/ازدواج به آنها گل بدهید اما وقتی یک عصر زیبای تابستانی شاخه گلی گرفته و سر کار دنبالشان بروید، مطمئن باشید که همیشه در قلب او خواهید ماند.

+ نوشته شده توسط فرشاد در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 14:30 |

 

خوردن چه غذاهایی قبل و بعد رابطه جنسی مفید است؟

 

این موضوع را به دوبخش زیر تقسیم بندی می کنم


الف) مصرف خوراکیهای قبل از رابطه جنسی
             

همانطور که می دانید عمل رابطه جنسی از ابتدای امر تا پایان علاوه بر لذت جسمی  و روحی باعث مصرف انرژی نیز می شود حتی انرژی مصرف شده در حین رابطه جنسی بر لذت آن می افزاید این از خصوصیت بسیار خوب سکس میباشد که خداوند در سیستم آفرینش بشر قرار داده و همانند تمامی نعمتهایش قابل ستایش از اینرو که بعد از انجام رابطه جنسی به علت مصرف انرژی ، بدن احتیاج به استراحت دارد آرامشی که در حین این استراحت بوجود می آید باعث رشد فوق العاده سلولهای مغزی می شوند و دقیقا به خاطر همین امر است که بعد از یک سکس صحیح و به جا تا مدت زیادی شارژ می شوید و انرژی مضاعف در شما پدیدار می شود و همین طور توانایی فکر و تصمیم گیری شما افزایش می یابد اما نکته ای که حائز اهمیت می باشد اینکه این انرژی از دست رفته به خودی خود قابل بازگشت نیست و ما باید برای تقویت بدن خود و بازگشت و ذخیره انرژی از ساعاتی قبل از شروع سکس بدن را آماده کنیم  برای اینکا اولا خوردن نوشیدنیهای مانند آب میوه های طبیعی مخصوصا آب هویج و آناناس بسیار بسیار قبل و بعد از سکس توصیه می شود به هیج وجه از خوردن  نوشیدنی های  مثل آب هندوانه و آب پرتقال قبل از سکس استفاده نکنید اما بعد از سکس بلا مانع است خوردن سیب بسیار مفید است چرا که قند خون را تا حدی بالا برده و از خستگی زودرس در سکس جلوگیری می کند در ضمن سیب یک میوه ی اعجاب انگیز میباشد و قوه شهوت و تحریک پذیری را بالا میبرد فکر کنم برای همین میوه ی بهشتی هم بهش می گویند اگر قصد انجام سکس در شب را دارید از خوردن غذاههای چرب بپرهیزید و غذای سبک مصرف کنید تا آنجا که می شود غذای  حاضری باشد خانمها قبل از انجام سکس کمتر آب میل کنند آقاین بهتر است تا چند ساعت قبل از سکس اصلا آب مصرف نکنند چرا که در حین خروج اسپرم امکان دارد بر اثر فشار بر اندامهای بدن فعالیت مثانه از حالت ارادی خارج شده و قدرت جلوگیری  از خروج ادرار را نداشته باشند همینطوردر  خانمها موقع ارگاسم امکان ادرار کردن وجود دارد  از مصرف غذاهای سرد بپرهیزید ( منظور طبع غذا میباشد نه دمای آن) چرا که باعث پایین آمدن فشار خون در خانمها می شود علت اینکه برخی افراد در حین سکس یا در پایان سکس با لرزش بدن روبرو هستند کمبود خون و یا پایین آمدن فشار خون می باشد حتما فاصله زمانی 2 ساعت بعد از خوردن آخرین خوراکی با شروع سکس رعایت شود متاسفم که این مطلب را رک عرض میکنم در خیلی از روابط جنسی که از راه مقعد میباشد به علت رعایت نکردن نکات مذکور باعث آغشته شدن آلت مرد به مدفوع زن می شود که صورته خوبی ندارد و باعث خجالت کشیدن  جنس زن می شود .


ب) مصرف خوراکیهای بعد از رابطه جنسی


پس از انجام یک رابطه جنسی کامل که منجر به ارضاء شدن طرفین شده باشد برای بدست آوردن انرژی از دست رفته به خصوص در آقایا ن ضروری میباشد مصرف 2 عدد تخم مرغ ، پیاز، جعفری و گشنیز ( کلا سبزیجات) ، مصرف مواد لبنی مخصوصا ماست ، مصرف یک لیوان نوشیدنی مثل نوشابه ، مصرف آب میوه هایی مثل آب آناناس تا حدود زیادی می تواند انرژی از دست رفته را بازگرداند البته نوشیدن یکی دو لیوان آب هم پیشنهاد می کنم به خاطر داشته باشید قبل و بعد از سکس تا چند ساعت از مصرف شیر خودداری کنید  خانمهای که داری نوازد شیرخوار هستند توجه داشته باشند تا 2 ساعت بعد از سکس به فرزند خود از پستان شیر ندهند.

+ نوشته شده توسط فرشاد در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 14:20 |
 

ايرانيان از نگاه بيگانگان‌

 

محيط معنوي‌

آيا بين انديشه ايراني و محيطي كه آن را پرورده است، نوعي هماهنگي ناپيدا وجود ندارد؟ آسمانهاي ايران به نحوي اعجاب‌آور صاف هستند و به مناظر طبيعي نوعي شفافيت و طراوت آسماني مي‌بخشند. مناظر و مرايا در جو سبك فلات هاي مرتفع ديد دوردست را به گونه‌اي غيرمعمول ممكن مي‌سازند و هواي فرح‌انگيز، ظواهر اشيا را غيرعادي جلوه مي‌دهد و كوهستانها به طرزي غيرقابل تصور به رنگهاي خطمي يا سبز روشن مي‌زنند. خطوط اجسام در برابر ديدگان بيننده تا آنجا كه افق ممتد مي‌شود احساس سبك وزني و حالت خيالي به خود مي‌گيرند. آيا اينها همه به اشيا و اشكال معنويت نمي‌بخشند و آيا نمي‌توان معنويت روح ايراني را طي سده‌ها و هزاره‌ها بدين سان توجيه كرد؟

رنه گروسه‌

 

جشن ماندگار

ايام نوروز، شادي و سرور خاصي همه را فرا مي‌گيرد، همسايه‌ها با هر درجه و مقامي فرارسيدن اين عيد را به يكديگر تبريك مي‌گويند. و اين يك سنت باستاني است كه بيش از دو هزار سال در ايران رواج دارد، در طول اين ساليان دراز هيچ واقعه و تاخت و تاز و حادثه‌اي نتوانسته است اين سنت را از بين ببرد و مردم، با هر عقيده و دين و مذهبي نوروز را جشن مي‌گيرند و هيچ تقارن و تصادفي اين مراسم را از بين نمي‌برد. عجيب اينجاست كه در طول اين دو هزار سال، حتي چگونگي اين مراسم و چشن نيز تغيير نيافته است و مردم همان مراسمي را كه نياكان آنها در دو هزار سال قبل انجام مي دادند، امروز نيز همان را انجام مي‌دهند. و گذشت زمان و حملات طوايف و قبايل مختلف به ايران و تسلط خارجيان نيز نتوانسته است كوچكترين تغييري در اين مراسم بدهد!

 

رونق نوروز

براي عيد نوروز، ايرانيان با سليقه، معمولا در باغچه‌هاي كوچك منزل خود يا در گلدانهايشان گلهايي پرورش مي‌دهند كه نام آنها با حرف س شروع مي‌شود، از جمله گل سنبل كه بيدار شدن طبيعت را پس از يك خواب طولاني زمستاني با اين گل جشن مي‌گيرند. دكاكين بازار و محلات، شب عيد سر در خود را با پرچم و گل و گياه تزيين مي‌كنند، دكانهاي شيريني‌فروشي كارشان رواج و رونق زيادي دارد و انواع شيرينجات مختلف را مي‌پزند و براي فروش، عرضه مي‌كنند. در وسط سبزه ميدان و جلوي دروازه جنوبي محله ارگ، چادرهاي بزرگي زده و زير آن چادرها، دكانهاي موقت به وجود مي‌آورند. در اين دكانها،‌كالاهاي خارجي عرضه مي‌شود و معمولا ناصرالدين شاه يكي دو روز قبل از عيد از اين دكانها ديدن مي‌كند و از اشياي اروپايي كه عرضه مي‌كنند، خريداري مي‌نمايد.‌

دكتر هنريش بروگش، سفير پروس در ايران‌ (1861 - 1859)‌

 

دوچهره‌

فرد ايراني معمولي، وقتي تنهاست، باطنا شخصي زبون، ترسو و بي‌همت است و چون خويش را در برابر مسافري كه در معيت چند تن ديگر است بيابد، خود را بسيار مودب نشان مي‌دهد و غالبا كار اين ادب به مبالغه مي‌رسد، ولي اگر عده‌اي پشتيبان و حامي با او باشند، بسيار بي ادب، وقيح و غالبا هم متجاوز خواهد بود و به هر حال مسافر خارجي بايد في‌حدنفسه خود را درست و خوب جلوه دهد، چه، علاوه بر اين، ايراني براي بر پاساختن مشاجره كه معمولا به جاي باريكي هم منتهي مي‌شود، بهانه‌ها پيدا مي‌كند!


ژاك دمورگان، باستان شناس فرانسوي‌  
(1889 - 1891 و 1908)‌ 

لطفا نظر يادتون نره

+ نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 15:56 |
 

پل زيباي ورسك


پل زيباي ورسك از شاهكارهاي مهندسي زمان خويش به حساب مي آمده است.

اين پل در زمان رضاخان در ايران توسط آلمانيها و در طول جنگ جهاني دوم در

شهرستان سوادكوه استان مازندران و به رهبري سرمهندس آلماني خود يعني دانيال

ورسك ساخته شد. اين پل راه ارتباطي راه آهن سراسري شمال ـ جنوب بوده كه با

 شگفتي تمام و با ابزار بسيار ساده مانند ديناميت و دريل دستي ساخته شده بود.

به گفته بسياري از شاهدان رضاخان شخصاً براي افتتاح اين پل به سوادكوه آمد و به

دستور او سرمهندس آلماني يعني ورسك نيز موظف شد تا در هنگام عبور نخستين

قطار از روي پل زير پل قرار گيرد تا در صورت تخريب اين پل نخستين شخص كشته

شده از اين حادثه خود او باشد! اما اين پل هنوز پس از گذشت بيش از 60 سال

همچنان پابرجاست. آن منطقه نيز به افتخار مهندس آلماني ورسك نام گرفت و هنوز

هم به اين نام مشهور است.

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 12:32 |

 

ماجراي توالت رفتن ناصرالدين شاه در ديار فرنگ

نقل است که ناصرالدين شاه وقتي به اولين سفر اروپايي خود رفت در کاخ ورساي و توسط پادشاه فرانسه- يکي از همين لويي هايي که امروز تبديل به ميز و صندلي شده اند- از او پذيرايي شد، بعد از مراسم شام، اعليحضرت سلطان صاحب قران به قضاي حاجتش نياز اوفتاد و با راهنمايي يکي از نوکرها به سمت يکي از توالت هاي کاخ ورساي هدايت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشويي هرچه جستجو کرد چيزي شبيه به “موال” هاي سنتي خودمان پيدا نکرد و در عوض کاسه اي ديد بزرگ که معلوم نبود به چه کار مي آيد، غرورش اجازه نمي داد که از نوکر فرانسوي بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمين پهن کرد و همان جا….!

حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالي متعفن؛ اين بار با فراغ خاطر نگاهي به اطراف انداخت و پنجره اي ديد گشوده بر بالاي ديوار و نزديک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ي دستمال را با محتويات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از اين که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پيدا کند، به سوي پنجره يگشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ي جنايت دور کرده باشد.

گويا نشانه گيري ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به ديوار باز ميشود و محتويات آن به در و ديوار و سقف مي پاشد. وضع از اول هم دشوارتر مي شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زير پا مي گذارد، از دستشويي بيرون مي رود و به نوکري که آن پشت در انتظار بود کيسه اي پول طلا نشان ميدهد و مي گويد اين را به تو مي دهم اگر اين کثافت کاري که کرده ام رفع و رجوع کني. مي گويند نوکر فرانسوي در جواب ايشان تعظيم مي کند و ميگويد من دو برابر اين سکه ها به اعيلحضرت پادشاه تقديم خواهم کرد اگر بگويند با چه ترفندي توانسته اند روي سقف برينند!

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 20:48 |
 


< در پي اقدام گلشيفته فراهاني براي بازي در يک فيلم هاليوودي >

< خروج وي از کشور ممنوع شد >

 خبرگزاري ايرنا

  • در پي بازي فراهاني در فيلم «مجموعه دروغ ها» پيشنهاد جديدي را براي بازي در يک فيلم هاليوودي داشته که روز سه شنبه براي بررسي اين پيشنهاد تازه عازم سفر به امريکا بوده که در فرودگاه از سوي دستگاه هاي ذي ربط با حکم ممانعت از خروج مواجه شده است. در خبر ايرنا به سکوت وزارت ارشاد هم در قبال موضوع حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي خارجي اشاره شده است.

بقیه در ادامه مطلب
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 19:33 |

 

چه شام ها که چراغم فروغ ماه تو بود

پناهگاه شبم گیسوی سیاه تو بود

اگر به عشق تو دیوانگی گناه من است

زمن رمیدن و بیگانگی گناه تو بود

دلم به مهر تو یک دم غم زمانه نداشت

که این پرنده ی خوش نغمه در پناه تو بود

عنایتی که دلم را همیشه خوش می داشت

اگر عیان نکنی لطف گاه گاه تو بود

بلور اشک به چشمم شکست وقت وداع

که اولین غم من آخرین نگاه تو بود…

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 18:23 |
 

میدونی چرا خدا از همه چیز دو تا آفریده به جز بینی و زبون و دل؟؟؟؟..

برا اینکه خودت بگردی هم نفس و هم زبون و هم دل خودت رو پیدا کنی!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط فرشاد در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 13:40 |
 

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟


آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد. شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.


حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.


حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.


نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند.

+ نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:42 |
 

پسر برتر از دختر آمد پدید
پسر جمله را گفت و چیزی ندید


نگو دخترک با یکی دسته بیل
سر آن پسر را شکسته جمیل


بگفتا جوابت نباشد جز این
نگویی دگر جمله ای این چنین


و گرنه سر و کار تو با من است
که دختر جماعت به این دشمن است


پسر اندکی هوشیاری بیافت
سرش چون انار رسیده شکافت


پسر گفتش : ای دختر محترم
که گفته که من از شما بهترم؟


که دختر جماعت به کل برتر است
ز جن تا پری از همه سرتر است


پسر سخت بیجا کند، مرگ بید
که برتر ز دختر بیاید پدید


پس آن ضربه خیلی نشد جابجا
که یک مغز معیوب شد جابجا

 

+ نوشته شده توسط فرشاد در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 20:50 |


Powered By
BLOGFA.COM


Powered by azmabepors.com